🔻بازار کردستان:
هفته گذشته، میدان نفتی سارسنگ در استان دهوک – اقلیم کردستان عراق – هدف حمله پهبادی قرار گرفت. شرکت آمریکایی HKN Energy مدیریت این میدان را به عهده دارد.
«اچکیان انرژی»یک شرکت خصوصی آمریکایی فعال در حوزه اکتشاف و تولید نفت و گاز است. این شرکت زیرمجموعهای از Hunt Consolidated, Inc بهشمار میرود؛ مجموعهای چندرشتهای که دفتر مرکزی آن در تگزاس، ایالات متحده، قرار دارد.
«اچکیان انرژی» طی دهه گذشته عمدتا در مناطق دارای پتانسیل انرژی ولی با ریسکهای ژئوپولیتیک بالا، سرمایهگذاری کرده است، که از جمله مهمترین آنها، اقلیم کردستان عراق است.
این شرکت یکی از سهامداران و در حال حاضر اپراتور اصلی میدان نفتی سارسنگ (Sarsang Block) در استان دهوک است. این میدان بهعنوان یکی از پروژههای مهم در شمال عراق شناخته میشود.
«اچکیان انرژی»از سال ۲۰۰۷ قرارداد بهرهبرداری با وزارت منابع طبیعی اقلیم کردستان را به امضا رساند و در چارچوب قرارداد مشارکت در تولید (Production Sharing Contract – PSC) فعالیت خود را آغاز کرد.
روابط این شرکت با نهادهای دولتی اقلیم، بهویژه وزارت منابع طبیعی، یکی از پایههای موفقیت و استمرار فعالیت آن در منطقه محسوب میشود.
«اچکیان انرژی» علاوه بر تولید نفت، در پروژههای زیرساختی و اجتماعی منطقه، نظیر بازسازی، اشتغالزایی محلی و آموزش فنی نیز مشارکت دارد. «اچکیان انرژی» از بازیگران کلیدی در صنعت نفت اقلیم کردستان عراق، فراتر از یک سرمایهگذار صرف است.
همکاری برابر یا اشکال جدید پسااستعماری؟
حضور شرکت «اچکیان انرژی» در اقلیم کردستان در چارچوب «قراردادهای مشارکت در تولید» (PSC) و ظاهرا بر مبنای همکاری برابر است، اما از منظر پسااستعماری، این روابط اغلب به نفع شرکتهای غربی و به زیان دولتهای ضعیفتر تنظیم میشوند.
در چنین قراردادهایی، فناوری، تخصص و سرمایه از غرب میآید و منابع خام و سود خالص به همانجا بازمیگردد؛ الگویی آشنا از دوران استعمار نفتی در قرن بیستم.
شرکتهای چندملیتی نفتی معمولاً با رویکرد «توسعه محلی»، «مسئولیت اجتماعی» و «اشتغالزایی» وارد منطقه میشوند. اما:
از منظر پسااستعماری، این رویکرد بخشی از گفتمان قدرت (Discourse of power) است که ساختار نابرابری را در پوشش «پیشرفت» پنهان میسازد. در واقع، توان چانهزنی اقلیم کردستان بهعنوان نظام سیاسی – اقتصادی نیمهمستقل بسیار محدود است و در برابر قدرت مالی و سیاسی شرکتهای غربی، در موقعیتی نابرابر قرار دارد.
اقلیم کردستان پس از سالها جنگ، تحریم و بحران، ناچار به جذب سرمایهگذار خارجی بوده است. در این شرایط، غول های بزرگ نفتی با بهرهگیری از وضعیت «اضطرار اقتصادی»، قراردادهایی انحصاری و بلندمدت بهدست آوردهاند.
این وضعیت به مثابه استخراج ثروت بدون بازتوزیع عادلانه عمل میکند، مشابه همان الگویی که استعمار در قالب صادرات مواد خام بدون توسعه پایدار داخلی پیاده میکرد.
در گزارشها و مستندات شرکتهای خارجی، مردم محلی اغلب یا بهعنوان نیروی کار ساده، یا سوژههایی نیازمند «نجات» و «پیشرفت» معرفی میشوند؛ در حالی که میبینیم یک تروریست تحت تعقیب، رئیس جمهور سوریه میشود؛ و مردم آنجا به دنبال رهایی از دست خاندان اسد حتی نمی توانند در تعیین دولت نقشی داشته باشند؛ منابع نفت آنان نیز رسما چپاول میشود.
از منظر پسااستعماری، این بازنماییها، سوژه بومی را از اختیار و عاملیت تهی کرده و نقش آن را به حاشیه میراند.
فعالیت این قبیل شرکتها را میتوان بخشی از استعمار متاخر سرمایهداری جهانی دانست؛ جایی که کنترل منابع، بازتولید قدرت و نابرابری در پوشش توسعه و سرمایهگذاری صورت میگیرد.
این الگو، نه فقط در ساختار قراردادها، بلکه در گفتمان غالب معطوف به نفت و «پیشرفت» منعکس میشود؛ گفتمانی که نقش مردم محلی را به دریافتکنندگان منفعل کمک تقلیل میدهد، در حالی که کنترل واقعی در دست بازیگران فراملی و دولتهای پشتیبان آنهاست.
وضعیت اقلیم کردستان را در پیوند با نظریه پسااستعماری گایاتری اسپیواک، نظریهپرداز و فیلسوف هندی بهتر میتوان فهم کرد. اسپیواک در آثارش، بهویژه در مقالهی بنیادی «آیا فرودست میتواند سخن بگوید؟»، نشان میدهد چگونه قدرت استعماری حتی پس از پایان استعمار رسمی، در قالبهای نو بازتولید میشود.
اسپیواک، «فرودست» را نه فقط بهمعنای فقیر و ستمدیده، بلکه به عنوان سوژهای مطرح میکند که از ساختار گفتار و نمایندگی سیاسی بیرون رانده شده است. مردم اقلیم کردستان – بهرغم حضور سیاسی داخلی – همچنان در سطح بینالمللی، فاقد نمایندگی رسمی (مثلاً در سازمان ملل) هستند؛ صدایشان در قراردادهای نفتی توسط نخبگان، دولت مرکزی یا شرکتهای خارجی نمایندگی میشود؛ و در رسانهها اغلب بهصورت مردمانی جنگزده، نیازمند کمک یا با ارفاق همچون «برندگان توسعه غربی» بازنمایی میشوند.
از دیدگاه اسپیواک، مردم اقلیم کردستان حتی در وضعیت نیمهحاکمیتی خود، همچنان فرودستاند؛ چرا که نه میتوانند آزادانه سخن بگویند، نه آنطور که هستند، بازنمایی میشوند.
وابستگی به سرمایهداری خارجی
اقلیم کردستان طی دو دهه اخیر به شدت وابستهی سرمایهگذاری خارجی شده است که منافع آن نیز نصیب مردم نمیشود. شرکتهای نفتی، بهویژه شرکتهای آمریکایی، وارد میدان شدند با این ادعا که امنیت، اشتغال، توسعه و ثبات میآورند. این وضعیت، بهروشنی همان چیزی است که اسپیواک «نجاتگرایی استعماری» مینامد: غربیها میخواهند «دیگری» را نجات دهند، بیآنکه به او اجازه دهند خودش سخن بگوید یا مسیر خودش را انتخاب کند.
نمونهی روشن آن، حضور شرکت «کیاچان انرژی» در میدان سارسنگ است که تحت لوای «توسعه اقلیم» دست به کار شد، اما کنترل کامل منابع، سود، تکنولوژی و تصمیمگیری را در دست خود نگه داشت. مردم محل همچنان نقش کارگر یا تماشاگر دارند.
اسپیواک میگوید قدرت سلطهگر همواره از طریق دو چیز کار میکند:
بازنمایی تصویری تحریفشده (مثلاً رسانهای یا تبلیغاتی)
نمایندگی سیاسی غیراصیل (مثلاً از سوی نخبگان وابسته یا قدرتهای خارجی)
در اقلیم کردستان، اغلب تصمیمات کلان اقتصادی (بهویژه درباره نفت) نه با مشارکت واقعی مردم، بلکه از طریق چهرههای سیاسی اقلیم یا پیمانکاران خارجی گرفته میشود.
از دیدگاه اسپیواک، فرودست نه تنها سرکوب میشود، بلکه حتی زمانی که میخواهد سخن بگوید، زبانش فهمیده نمیشود یا نادیده گرفته میشود.
در اقلیم کردستان، زبان کردی در بسیاری از تعاملات نفتی غایب است؛ قراردادها به انگلیسی تنظیم میشوند، جلسات فنی با مترجم و واسطه برگزار میشوند، و مردم محلی اغلب نمیدانند دقیقاً در فضای زیستیشان چه میگذرد.
این وضعیت، نمودی از همان اتفاقیست که اسپیواک آن را «سکوت ساختاری فرودست» مینامد.
برای دسترسی به جدیدترین خبرهای اقتصادی، به صفحهی اصلی بازاڕی کوردستان بروید.