چرا کردستان سوریه اشغال شد؟: نبرد با هیولا

 

🔻بازار کردستان:

در روزهای اخیر، نیروهای حکومت سوریه که از پشتیبانی دولت ترکیه و داعش برخوردارند بخش‌هایی از مناطق روژآوا را که پیش‌تر تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) بودند تصرف کرده است. در نتیجه، بخش قابل توجهی از میادین نفت و گاز این منطقه اکنون به دست حکومت الشرع در دمشق افتاده است.

یوسف قبلاوی، مدیرعامل شرکت نفت سوریه (SOC)، اعلام کرده است که دولت قصد دارد با سرمایه‎‌گذاری شرکت‌های آمریکایی «تحول بزرگی» در بخش نفت و گاز ایجاد کند.

قبلاوی همچنین اشاره کرد که شرکت‌های آمریکایی علاقه‌مند به سرمایه‌گذاری در میادین گازی استان حسکه هستند و دولت سوریه در حال هماهنگی با ارتش برای تأمین امنیت میادین و بازگرداندن آن‌ها به چرخه تولید است.

طی عملیات اخیر ارتش الجولانی، چندین چاه نفت در استان‌های دیرالزور، رقه و حسکه تحت کنترل حکومت دمشق درآمده‌اند. میادین اصلی شامل «عمر»، «صافیان»، «روملان»، «گچ»، «صورا»، «وادی عبد» و «العکرشی» هستند. آمریکا پیشتر با نیروهای دموکراتیک سوریه بر سر اکتشاف نفت در این مناطق توافق کرده بود، اما در جریان دیدار احمد الشرع با دونالد ترامپ سیاست ایالات متحده به کلی تغییر کرد؛ ترامپ همکاری با احمد الشرع را – که پیشتر در فهرست تروریست‌ها قرار داشت – به نزدیکی با نیروهای دموکراتیک سوریه و کردها ترجیح داده است!

حضور شرکت‌های آمریکایی که به بازسازی و سرمایه‌گذاری در میادین گازی کردستان سوریه علاقه نشان داده‌اند، نمونه‌ای از نفوذ اقتصادی غرب در مناطق پس از بحران است. ترکیه نیز که همواره نگران تقویت هویت کردی و خودمختاری روژآوا بوده، با سیاست‌های نظامی و مرزبندی‌های خود عملاً شرایط را برای تصرف منابع توسط دمشق فراهم کرده است. این  روند نشان می‌دهد که سیاست‌های پسااستعماری بر کنترل منابع و جغرافیای سیاسی منطقه تأثیر می‌گذارد و غرب منافع اقتصادی و امنیتی خود را در چارچوب مقابله با استقلال کردها در کردستان سوریه دنبال می‌کند.

انقلاب روژآوا یک پروژه سیاسی و اجتماعی بی‌سابقه بود که از حدود یک دهه پیش بر اساس «کنفدرالیسم دموکراتیک» شکل گرفت، این الگوی سیاسی بر خودگردانی محلی، مشارکت چندقومیتی و برابری جنسیتی تأکید دارد. مشارکت زنان در رهبری سیاسی و نظامی این انقلاب را به یک مدل رادیکال و تهدیدی برای نظم پدرسالارانه و نظام‌های دولت-ملت منطقه‌ای تبدیل کرده است. غرب نیز از داعش به عنوان «ابزاری برای مدیریت بحران» استفاده می‌کند: توجیه حضور نظامی، حفاظت از منافع ژئوپلیتیکی و محدود کردن پروژه‌های آزادی‌بخش محلی. داعش به غرب امکان داد که سیاست‌های خود را مشروع جلوه دهد و پروژه‌هایی مانند روژ‌آوا را محدود کند.

روژ‌آوا، خودگردانی دموکراتیک

روژ‌آوا، که رسماً به عنوان اداره خودگردان شمال و شرق سوریه (AANES) شناخته می‌شود، منطقه‌ای در شمال سوریه است. روژ‌آوا، الگو و بدیل سیاسی و اقتصادی منحصربه‌فردی بر اساس اصول غیرمتمرکزسازی، تعاون و اکولوژی اجتماعی ایجاد کرده است. با این حال، با چالش‌های اقتصادی قابل توجهی ناشی از انزوای سیاسی، درگیری‌های مستمر با داعش و ترکیه و دسترسی محدود به بازارهای بین‌المللی مواجه بوده است.

اقتصاد روژ‌آوا به شدت به کشاورزی و منابع طبیعی وابسته است. در زمین‌های حاصلخیز اطراف رودخانه فرات، محصولاتی مانند گندم، جو، پنبه و زیتون به عمل می‌آید که ستون فقرات تولید محلی را تشکیل می‌دهند. دامداری و ماهیگیری نیز به اقتصاد غذایی کمک می‌کنند. علاوه بر این، روژآوا دارای منابع انرژی، از جمله نفت و گاز طبیعی، به‌ویژه در مناطق دیرالزور و حسکه است که اکنون به دست حکومت مرکزی افتاده است.

یکی از ویژگی‌های متمایز نظام اقتصادی روژ‌آوا تمرکز آن بر کسب‌وکارهای تعاونی و مالکیت جمعی است. اداره خودمختار از تشکیل تعاونی‌های محلی در کشاورزی، تولید و تجارت حمایت می‌کند و بر مدیریت جمعی و تقسیم سود تأکید دارد. تعاونی‌های زنان به ویژه نقش مهمی در ایجاد فرصت‌های اقتصادی در یک جامعه سنتی پدرسالار ایفا کرده‌اند. با وجود این تلاش‌ها، تعاونی‌ها اغلب با محدودیت منابع مالی، کمبود زیرساخت و دشواری دسترسی به بازارهای بزرگ‌تر مواجه‌اند.

زیرساخت‌های منطقه، از جمله برق، جاده‌ها و تأمین آب، در سال‌های جنگ آسیب جدی دیده‌اند و رشد صنعتی را دشوار کرده‌اند. علاوه بر این، حمل‌ونقل و تجارت به دلیل محاصره در مرزهای ترکیه و سوریه محدود شده و اقتصاد این منطقه را بیشتر منزوی کرده است. اکنون روژآوا بار دیگر با تهاجم داعش مواجه شده است؛ نیرویی هیولایی که محصول تلاقی منافع ژئوپلیتیکی است. آزادی زندانیان داعشی و اتحاد آن‌ها با قبایل مردسالار علیه روژ‌آوا به وضوح نشان می‌دهد چه نیروی هیولایی‌ای در خاورمیانه  جریان دارد. روژ‌آوا، کابوسی برای ترکیه و متحدانش است.

 

جهان خاموش در برابر بربریت

مگان بودت، روزنامه‌نگار می‌نویسد:

«من همین حالا با دو نفر از کوبانی، در شمال سوریه، گفت‌وگو کردم. یکی از آن‌ها اکنون داخل شهر است. دیگری در منطقه جزیره است، اما خانواده‌اش هنوز در کوبانی مانده‌اند. هر دو می‌گویند پیشروی دولت دمشق باعث وارد آمدن شوک و ترومای شدید به مردم محلی شده است. این وضعیت برای کردها یادآور داعش در سال ۲۰۱۴ است: «اول محاصره بود، بعد یک تهاجم وحشتناک.» مردم تصاویر و ویدئوهای مربوط به سوءاستفاده‌ها در شیخ مقصود و دیگر مناطق سوریه را می‌بینند و می‌ترسند که نوبت آن‌ها هم برسد. «در رسانه‌ها می‌گویند آتش‌بس برقرار است، اما روی زمین جنگ ادامه دارد. این ترس بی‌اساس نیست. تقریباً هیچ‌کس در کوبانی نیست که دست‌کم یکی از بستگانش را در جنگ با داعش یا شبه‌نظامیان تحت حمایت ترکیه از دست نداده باشد. یکی از افرادی که با او صحبت کردم، تنها در جنگ با داعش بیش از ۱۰ نفر از اعضای خانواده‌اش را از دست داده است. هیچ مسیری برای خروج از کوبانی به سمت هیچ منطقه امنی وجود ندارد. خود شهر دقیقاً در مرز ترکیه، و در دیدرس مستقیم دو پایگاه نظامی قرار دارد. نیروهای ترکیه به‌طور منظم به سوی افرادی که به دیوار مرزی نزدیک می‌شوند ــ برای دسترسی به زمین‌های کشاورزی یا املاک مجاور ــ تیرهای هشدار شلیک می‌کنند.در سمت شرق، شهر گری‌سپی قرار گرفته؛ آن‌جا شبه‌نظامیان ارتش ملی سوریه تحت حمایت ترکیه، حضور دارند. در سمت غرب جرابلس است، آن‌جا هم هستند. حالا با حضور نیروهای دولتی بین جرابلس و عین عیسی، کوبانی کاملاً محاصره شده است. برخی از کردهایی که در رقه و طبقه بودند، پیش از قطع شدن جاده‌ها به کوبانی گریختند و اکنون مردم روستاهای اطراف نیز به سمت مرکز شهر حرکت می‌کنند. یکی از آن‌ها با انتقاد از سکوت بین‌المللی گفت: «ما می‌خواهیم صدایمان به جهان برسد.» بیش از ۱۰ سال پیش، زمانی که داعش به کوبانی حمله کرد، شاهد واکنش جهانی بودیم؛ اما امروز، تحت تاثیر تنش‌های منطقه‌ای، پروپاگاندای دولت اشغالگر ترکیه و سیاست سکوت رسانه‌‌ای در برابر روژئاوا چنین واکنشی دیده نمی‌شود.»

 

 

یک میدان نفتی در کردستان سوریه که به تصرف حکومت مرکزی درآمده است.

 

 

آخرین اخبار

اخبار مرتبط